تبليغاتX
عاشقترین عاشق
در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من  فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي  مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن.

              از خدا خواستم

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم


*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 16:45 توسط شیدا

تو این آپم عکسای باهال گذاشتم حتما تو ادامه مطلب ببینید نظر یادتون نره هااااااااااا


ادامه مطلب

*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 16:34 توسط شیدا

بقیه رو تو ادامه مطلب ببین

 

 

اگه خوشت اومده ... بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب هستن ...

 

 

 


ادامه مطلب

*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 17:35 توسط شیدا

Mail Sent By SHAHAB

 

 

 


ادامه مطلب

*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 15:57 توسط شیدا

ترا با اشک خون از دیده بیرون راندم اخر هم

که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب ارزوها را

بزلف دیگری اویزی ان گلهای صحرا را

مگو با من مگو دیگر مگو از هستی و مستی

من ان خودرو گیاه وحشی صحرای اندوهم

که گلهای نگاه و خندهایم رنگ غم دارد

مرا از سینه بیرون کن ببر از خاطر اشفته نامم را

بزن بر سنگ جامم را مرا بشکن مرا بشکن

 


*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 15:42 توسط شیدا

این اولین نامه ی عاشقانه ایست که برای تو که تمام زندگی منی می نویسم ، پس ترجیح می دهم اول از همه با نام خدا آغاز کنم تا در این عشق بی همتا و بزرگ بیشتر از هروقت ما را یاری دهد. دوستت دارم

به نام خدای هفت آسمان که در زمین انسان را با عشق متولد کرد و یاری دهنده ی تمام عاشقان دنیاست و دل هیچ عاشقی را نمی شکند ، حرف هایم را آغاز میکنم.

دوستت دارم...بله این جمله ای بود که حس جدیدی در من ایجاد کرد و باعث بوجود آمدن علاقه ی بسیار بسیار زیادم به تو شد و همین جمله بود که سرآغاز درک صحیح عشق برای من بود...حس متفاوتی نسبت به تو پیدا کردم و خودم را با وجود تو در کنارم کامل دیدم...حسی که باعث شعله ور شدم آتش عشق در وجودم شد.

عزیزم بیشتر از حدی که تصور می کنی دوستت دارم و عاشقتم....

شب و روز ثانیه شماری می کنم زمانی برسد که لبهایم روی لبهایت قرار گیرد ، گرمای وجودت را حس کنم، تو را در آغوشم بگیرم و با لالایی دوستت دارم خواب را مهمان چشمهایت کنم...

عاشقتم و تا ابد کنارت هستم و مواظبتم...

در آخر این جمله را یک بار می نویسم اما هزاران هزار بار در قلبم فریاد می زنم تا بشنوی :

 

شيشه اي مي شكند ...من مي پرسم ..چرا شيشه شكست ؟

مي گويند ..شايد اين رفع بلاست

يك نفر زمزمه كرد ..باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد

شيشه پنجره را زود شكست

كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه خرد شد و شكست

عابري خنده كنان مي آمد

تكه اي از آن را بر مي داشت تا مرهمي بر دل تنگم مي شد

اما امشب ديدم

هيچ كس ..هيچ نگفت

غصه ام را نشنيد

از خودم ميپرسم

آيا ارزش قلبم از شيشه پنجره هم كمتر بود ؟

دل من سخت شكست اما هيچ كس هيچ نگفت

و نپرسيد چـــــــــــرا؟؟؟


*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 14:52 توسط شیدا


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 13:41 توسط شیدا

 

 


*
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 8:31 توسط شیدا

سخن عشق
 
عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به دست آوردن،
 با رهاكردن و نه با تملك است كه عشق می‌ورزيم.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
زندگی حقيقی در عشق خدا و مهر به موجودات ريشه دارد، برخاك تواضع می‌رويد
و ميوه‌اش معرفت الهی‌ست.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
شعله عشق هرگز خاموش نمی‌شود . تمامی ظلمت دنيا هم قادر به خاموش كردن
آن نيستند.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
تنها عشق حقيقی عشق الهی‌است . انواع ديگر عشق در صورتی مفيدند كه عشق
 الهی در قلب حضور داشته باشد.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
عشق حتی زمانی كه آسيب ببيند نمی‌تواند آسيب برساند. عشق صبور، بخشاينده
و وفادار است. عشق اعتماد می‌كند و می‌بخشد بی‌آن كه به فكر گرفتن باشد
.
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
مهمترين وظيفه برای جوينده معنويت، پرورش عشق به خداست. با عشق به
زنجديدگان می‌توان به خدا عشق ورزيد.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
راه عشق شعله‌ها هموار می‌كنند، راه عشق را فقط كسانی می‌پيمايند كه شهامت
 آن را دارند از ميان شعله‌ها بگذرند، فقط چنين كسانی به سرور ابدی دست خواهند
يافت.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
عشق منجی جهان است. پرده‌ها را كنار بزنيد تا عشق وارد شود، تا اگر تندبادها
خروشند و توفان‌ها شما را در برگيرند در آرامش باشيد.
 
Doost_e_Gharib@yahoo.com
 
منتظر نشويد تا ديگران به شما عشق بورزند، بلكه نخست شما بايد به آنها عشق
بورزيد.
 
 
 

 


*
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 13:37 توسط شیدا

گذشت لحظه هاي با تو بودن
و در پاييز عشقمان
نامي از دوست داشتن باقي نماند
چقدر زودگذر بود قصه من و تو
و در آنروز که دست بي رحم تقدير
درو کرد گندمزار دلهايمان را
و تهي شد همه جا از عطر گل عشق
و در کوچ پرنده هاي غمگين
در آن کوير آرزو
شاعري دل شکسته و تنها
مي نوشت شعري به ياد با هم بودن ها
شعري براي خشکيدن گلهاي عشق در مزرعه دوست داشتنها
قطره اشکي به ياد همه خاطره ها ....

آسمان کاغذی

باد بادک آبی خود را به آسمان دلم رهانيدم

 و در آن

با بی رنگی خويش

نامم را

 با لاجورد ملکوت هماهنگ کردم

 و پيوسته

 به زمزمه در خود خواندم

"آسمان کاغذی"

آری من همينک آسمانی کاغذين در درون خود

از خود دارم

و...

خوشحالم


*
لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 13:32 توسط شیدا

عادت می دهم چشمان بی رمقم را که دیگر دیدنت را بهانه نگیرند...

 

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی

که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب...

 

به جای قطره اشکی که فردا بر مزارم نثار می کنی

امروز با شاخه گل کوچکی یادم کن....

به جای سیل اشکی که فردا نثارم می کنی امروز با تبسمی شادم کن....

 

عشق اگر روز ازل در دل دیوانه نبود

تا ابد زیر فلک ناله ی مستانه نبود

 

گفتم بنويس چه ساكتي دير شده

گفت دیگر نگو بگو زمان پیر شده

 

من همان غریبه ام که به تنهایی دل سپردم

 

برای دل تنهایم هزاران بار قصه عشق رو از نو شمردم

 

تو همان غریبه ای که برای باور دل خسته ام

 

هنوزم به آمدنت چشم انتظار نشسته ام

 

 

زندگی چون گل سرخ

پراز خار - پر از عطر - پراز برگ لطیف

یادمان باشد اگر گل چیدیم عطر و خار و گلبرگ

هرسه همسایه دیوار به دیوار همند

 

من پری کوچک غمگینی را می شناسم

 که در اقیانوسی مسکن دارد

و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام

پری کوچک غمگینی که هر شب با بوسه ای میمیرد

و هر صبح دم با بوسه ای بدنیا می آید

 

خدایا

همین یک بار که به جهان آمدم مرابس . چون مرا بمیرانی بر

من منت گذار و دیگر باره به این جهانم باز مگردان



*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:1 توسط شیدا


*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 14:44 توسط شیدا

کعبه ام بر لب آب

      کعبه ام زیر اقاقی هاست

              کعبه ام مثل نسیم

   می رود باغ به باغ

        می رود شهر به شهر

            " حجر الاسود " من روشنی باغچه است . . .

و

آری . . .

تو آمدی

و پیامت را آوردی

و در رگ ها نور ریختی

و صدا کردی :

                " ای سبدهاتان پر خواب !

                                سیب آوردم ، سیب سرخ خورشید "

و چه ساده رفتی

از مرز خواب هم گذشتی

پرسیدی : " کجاست سمت حیات ؟

                      من از کدام طرف می رسم به هدهد ؟ "

و چه زود سمت حیات را یافتی

                       و با هدهد همسفر شدی

" عبور باید کرد

صدای باد می آید ، عبور باید کرد

و من مسافرم ای بادهای هموار "

                 ای مسافر :

                                 به همراه بادبادک ها روان شدی

  

                                 و حضور " هیچ " ملایم را خود یافتی

و در آخر گفتی :

                             شب سرودش را خواند

                                                      نوبت پنچره هاست . . .

                                 


*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 14:42 توسط شیدا


*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 14:24 توسط شیدا

دریا دل

*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 13:31 توسط شیدا

دوست دارم R   غروب       


*
لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 16:38 توسط شیدا

عشق ابدی

*
لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 16:42 توسط شیدا

كاش جمله زيباي دوستت دارم بي هيچ غرضي بر زبان ها جاري بود! اي كاش از گفتن دوستت دارم، از ترس سوءتفاهم ها و غلط انديشي ها باز نمي ايستاديم، اي كاش محبت را بي هيچ چشمداشتي حتي چشم داشت محبت، به او كه دوستش داريم هديه ميداديم اي كاش، جمله دوستت دارم را به هوس آلوده نميكرديم.... اي كاش...

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است

بگیر ازمن تو این دل یاد بود که تنها لایق این دل تو بودی هزاران خواستند این دل بگیرند ندادم چون عزیز این دل تو بودی

يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه مي کنم و آسمون نمي باره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من مي خندی .

عاشقانه


*
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 13:46 توسط شیدا

نمي خواهم بگويي دوستت دارم ... چون مي گويي باران را هم دوست دارم اما وقتي زير باران خسته

مي شوي از آن فرار مي کني... مي گويي آفتاب را دوست دارم اما وقتي نور شديد آن تنت را مي

سوزاند از آن گريزان مي شوي... مي گويي نسيم را دوست دارم ... اما وقتي نسيم تبديل به باد مي

شود از آن نيز متفر مي شوي... مي خواهم مرا همچون قلبي که در سينه ات مي تپد دوست داشته

باشي چون نمي تواني از آن گريزان باشي


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 19:9 توسط شیدا

 

اين چنين گريان فقط در راه عشق

می گذارم دست خود بر روی لب

تا به کی ناله،سخن گفتن ز عشق؟

قلم را میفشارم تا که شاید بشکند

خسته شدم از بس نوشتم نام عشق!

دیگر بریدم از عشق و از دلبستگی

روز و شب تنها فقط در فکر عشق!

ولی آخر نمی یابم جوابی از کرده ام

از همه شکوه،گلایه،نالیدن ز عشق

این دل دیوانه و این دیده ی گریان من

تا همیشه،می روند همراه عشق

تا همیشه،تا ابد،حتی بعدِ مرگ

می سرایم،می نویسم،مست میگردم ز عشق!

ای دل دیوانه و شوریده و شیدای من

مرگ تو حتمی ست بی یاد عشق

پس تا سحر،تا اوج مستی،تا ابد

فقط عشق و فقط عشق و فقط عشق

تقديم به تمام عاشقان


*
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 15:46 توسط شیدا

اشک دیده

*
لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 15:25 توسط شیدا

اشک عاشق دیدنی نیست

 

همه حرفا گفتنی نیست

ایینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دلگری او را اسیر کرده است

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است 

گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعود قرار تغییر کرده است 

خندید به سادگیم ایینه و گفت: احساس پاگ تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت خوابی سال ها دیر کرده است 

در ایینه به خود نگاه میکنم اه !عش تو عجیب مرا پیر کرده است  

 

 


*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 19:24 توسط شیدا

كارت پستال

*
لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 11:55 توسط شیدا

بزرگترین گناه...سکوت

بزرگترین شجاعت...بگویی دوستت دارم

بزرگترین سرمایه...دوست

بزرگترین اسرار...دوست

بزرگترین افتخار...عاشق شدن


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:37 توسط شیدا

اگر کسی رو دوست داشته باشی نمیتونی تو چشماش زل بزنی

نمیتونی دوریشو تحمل کنی.....نمیتونی بهش بگی چه قد دوسش داری..... نمیتونی بهش بگی چه قد بهش نیاز داری...... به همین دلیل عاشقا دیوونه میشن


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:33 توسط شیدا

وقتی تو نیستی دستانم به وصعت فاصله ها خالیست و به غریبی یک پرنده در شانه شب تنها! در اوج تنهایی شب به همنشینی ام می آید و با وزش بی رحمانه اش شانه های امیدم را می لرزاند و وقتی می فهمم باز تو نیستی چشمانم طعم باران می گیرد و پرنده های زخم خورده اشک دسته دسته از انتظار نشینی چشمانم بر می خیزند و در ان سوی گونه ها دست و پا می زنند، وقتی تو نیستی روح فرسوده ام از بارش تند فاصله ها تب می کند و لحن معصوم احساسم لب به هذیان می گشاید وقتی تو نیستی حصار سخت دوریها محکم تر می شود و این چنین من بی تو می مانم وقتی تو نیستی باغبان پیر خاطره ها هم دگر شاخه ای تبسم به غمگینی چهره ام نمی فروشد و هرگاه بی تو ماندن سخت آزارم می دهد با سبوی کهنه خاطره ها یاد و خاطرت را آب می دهد .

باور تلخ نبودنت ، تاوان کدامین گناه بود که معاشقانهن باید پس دهم آخر به من هم بگو


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:16 توسط شیدا

عجب صبري خدا دارد! اگر من جاي او بودم؛ براي خاطر تنها يکي مجنونِ صحراگردِ بي سامان، هزاران ليلي ناز آفرين را کو به کو، آواره و ديوانه مي کردم. عجب صبري خدا دارد! اگر من جاي او بودم؛ به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان، سراپايِ وجودِ بي وفا معشوق را، قلبپروانه مي کرد


*
لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 13:12 توسط شیدا

This life is yours

Take the power

To choose what you want to do

And do it well

Take the power

To love what you want in life

And love it honestly

Take the power

To walk in the forest

And be a part of nature

Take the power

To control your own life

No one else can do it for you

Take the power

To make your life happy


*
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 19:53 توسط شیدا

موفقیت در سنین مختلف زندگی (طنز)

در 4 سالگی ... موفقیت یعنی ... خیس نکردن شلوار

 در 12سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست
 در 18 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه
 در 20 سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج
 در 35 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن پول
 در 50 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن پول
 در 60 سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج
 در 70 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه
 در 75 سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست
 در 80 سالگی ... موفقیت یعنی ...خیس نکردن شلوار

*
لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 19:51 توسط شیدا

عاقبت از عشق تو من به كليسا ميروم
ميكشم دست از مسلماني نثارا ميشوم
اينقدر بر كشتي عشقت نشينم همچو نوح
يا به ساحل ميرسم يا غرق دريا ميشوم



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 19:39 توسط شیدا

منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com